جوشکاری برای مرگ

درغروب یکروزپاییزی راننده یک تانکرحمل سوخت برای تعمیروجوشکاری تانکرخودجلوی یک کارگاه جوشکاری با فشاربه پدال ترمز توقف نموده واز کارگرشاغل درجوشکاری میخواهد وسایل جوشکاری رامهیانموده وهنر جوشکاری خود رانمایان سازد به امید آنکه بعدازجوشکاری وسیله خودرابرداشته وبه خانه رفته ودرکنارخانواده گرم خودبه دورازهیاهوی زمانه استراحت کند وبرای تلاش درراه کسب حلال تجدید قوا نماید  اماسرنوشت چه بازیهای عجیبی دارد .

ازطرفی کارگرجوشکاربا خوشحالی ومسرت ازاینکه بعد ازانجام کاربادستانی پربه خانه برگشته وسربربالش آرامش گذاشته وشب رادرکنارخانواده صبح خواهدکردامامگرمی شودچرخش روزگار همیشه مطابق میل اوباشد .

جوشکاری آغازمیگردد پس ازمدتی دست سرنوشت آخرین صفحه زندگی آنان راباقلمی قرمز بنگارش درمی آورد صدای انفجار همه راوحشت زده می کند آری تانکر دراثرجوشکاری منفجر می شود.

پس کجاست کارگرجوشکار؟

نکنددرجایی پناه گرفته است !!!!............

پیکربی جان ومتلاشی شده کارگرجوشکارحدود300متردورترازمحل حادثه پیدا می شود وراننده به بیمارستان منقل شده درآنجابه خواب ابدی فرومی رود .

((حادثه اتفاق افتاددونفرکشته ویک نفربشدت مجروح وضایعات و خسارتهای غیر قابل جبران))

چرا حادثه ؟؟؟؟؟؟؟

آیا وقوع حادثه قابل پیشگیری بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آیاهزینه پیشگیری ازوقوع چنین حوادثی قابل مقایسه باهزینه خسارات وجراحات آن است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این حادثه با تمام تلخیهایش تمام شد برای پیشگیری ازوقوع  حوادث مشابه چه راهی درپیش داریم .